الشيخ أبو الفتوح الرازي
29
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
* ( عَسى أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ ) * ، باشد كه اين مردان كه شما از ايشان ( 1 ) فسوس مىدارى ( 2 ) به از شما باشند بنزديك خداى و ثواب و پايهء ايشان بالاتر بود . * ( وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ ) * ، و نه زنان از زنان نبايد تا فسوس دارند كه باشد كه اينان از اينان ( 3 ) به باشند . گفتند : آيت در حقّ دو زن آمد از زنان رسول - عليه السلام - كه ايشان از امّ سلمه فسوس داشتند ، و اين براى آن بود كه او ايزارى ( 4 ) در ميان بسته بود و گوشهء آن ايزار ( 5 ) از بس پشت فرو زده بود و از پس مىكشيد . عايشه حفصه را گفت : نبينى كه آن گوشهء جامه كه از پس مىكشد ، گويى زبان سگى است . [ أنس ] ( 6 ) گفت : آيت ( 7 ) در حقّ زنان رسول آمد كه امّ سلمه را عيب كردند به كوتاهى و گفتند : اين خود عايشه گفت امّ سلمه را و اشارت كرد به دو . عكرمه گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : صفيّه بنت حيىّ أخطب ( 8 ) به شكايت بنزديك رسول آمد - عليه السلام - و گفت : يا رسول اللَّه ، زنان تو مرا عيب مىكنند و مىگويند : يا يهوديّه بنت [ 12 - پ ] يهود ، اى جهود جهود زاده ، گفت ( 9 ) : تو ايشان را بايستى گفتن ( 10 ) كه پدر من هارون است و عمّ موسى و شوهرم محمّد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ ) * ، خويشتن را عيب مكنيد بعضى بعضى را ، براى آن كه همه از يك اصلى و از يك جنسى ( 11 ) و از يك ملَّتى ( 12 ) و بمنزلت يك نفسى ( 13 ) چنان كه رسول - عليه السلام - فرمود ( 14 ) : المؤمنون كنفس واحدة . گفتند : « لمز » عيب كردن باشد در پيش روى ، و « همز » عيب كردن باشد در غيبت .
--> ( 1 ) . آج ، لا : از او . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : مىداريد . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ايشان . ( 4 ) . آد ، لا : ازارى . ( 5 ) . لا : ازار . ( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 7 ) . آج ، كا ، لا : اين . ( 8 ) . كا ، گا : حيى بن اخطب . ( 9 ) . آد ، گا : رسول گفت . ( 10 ) . اساس : گفت ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : اصليد و يك جنسيد . ( 12 ) . آد : ملَّت . ( 13 ) . آج ، لا : نفسيد . ( 14 ) . آج ، لا كه .